هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )

مقدمه 22

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )

از ماموريت سياسى سند كه از جانب فرمانفرماى كل بما محول شده بود بازگشته بوديم و ضمن اشنا شدن با طرح پيشنهادى مشتمل بر سياحت و تفحص و بررسى نواحى بين هندوستان و ايران داوطلب مسافرت به اين منطقه گرديديم كه شرح مفصل آن در صفحات بعد مىآيد . پس از آن‌كه درخواست و خدمت ما پذيرفته شد و اولياء حكومت بمبئى اجازه لازم را دريافت داشتند ، ژنرال مالكم به من دستور داد خود را به كاپتن كريستى معرفى كرده زير نظر و برحسب اوامر او به خدمت مشغول گردم و كاپتن نيز دستورات لازم را از ژنرال دريافت كرده بود . اين اوامر فحو او مفادى نامحدود داشت زيرا طبيعت و ماهيت انجام مأموريتى كه بما ارجاع شده بود نيز چنين اقتضا ميكرد . اين دستورها توجه ما را بنكات مهمى كه بيشتر موردنظر و خواسته حكومت و دولت بود جلب مينمود و با مجوزات مقاصد آزاده و روش عارف بحقايقى كه در مقياس اصلى مأموريت اظهار شده بود مطابقت و موافقت ميكرد . ليكن درعين‌حال بطور كامل بما اجازه داده شده بود تا به جهت پيشرفت مقاصد اصلى مأموريت ، نوع مسافرت و مقصد نهائى را خود انتخاب كنيم و در واقع اختيار در اجراى ساير نكات متوسط و غيرمهم از قبيل - برگزيدن عملياتى كه تصور ميرفت در پيش‌آمدها و شرايط محيطى كه با آن روبرو ميشويم مقرون بصرفه و صلاح باشد . فقط موكدا و قطعا يادآور شده بودند كه خود بايد مراقب سلامت و امنيت شخصى بوده آن را بيش از هرمطلب و موضوع ديگر مورد توجه قرار دهيم . بطور كلى خاطرنشان شده بود كه مانع بسيار اصلى و مهم در انجام و تكميل مأموريت و تعهداتى نظير آنچه كه كاپتن كريستى و من ميبايست انجام دهيم از آغاز و اولين قدم آن شروع شده است زيرا مشكل عمده پياده شدن در ساحل و آغاز مسافرت از محلى است كه آسيائىهاى ساكن در آنجا نسبت به اروپائيان مظنون بوده